حسين بن سعيد الكوفي ( مترجم : صالحى )
31
الزهد ( زاهد كيست ؟ وظيفه اش چيست ؟ ) ( فارسى )
مرا تكليف مىكنى تا سخن چينى كنم . موسى عَلَيْهِ السَّلَامُ گفت : اى پروردگار ! پس من چه كنم ؟ خداوند متعال پاسخ داد : اصحاب خود را ( در يك محل ) دَه تا دَه تا جدا كن و بين آنها قُرعه بينداز ، به نام هر دستهاى كه در آيد در همان گروه مىباشد ، سپس آن دَه نفر را پراكنده نما و بين ايشان نيز قُرعه بينداز ، كه قرعه به نام او در خواهد آمد . امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ افزود : هنگامى كه آن شخص متوجّه شد كه سهام قُرعه توزيع مىگردد از جاى برخاست و گفت : اى رسول خدا ! من همان شخص صحابى شما هستم ، به خدا سوگند كه ديگر انجام نمىشود و تكرار نمىكنم . 16 - امام صادق عَلَيْهِ السَّلَامُ فرمود : در آن هنگامى كه رسول خدا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ نزد ( همسرش ) عايشه بود ، مردى اجازه ورود خواست ، رسول خدا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ فرمود : بد ( شخصى ) است برادر قبيله ؛ عايشه برخاست و به اندرون رفت ، سپس رسول خدا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ اجازه فرمود و آن مرد وارد شد ، حضرت به استقبال او رفت و چون صحبتشان تمام شد و آن شخص از منزل بيرون رفت ، عايشه گفت : اى رسول خدا ! هنگامى كه وارد شد آنچنان يادآورى كردى ؛ ولى وقتى به استقبال او رفتى چهرهاى شادمان داشتى ؟ ! فرمود : همانا از شرورترين بندگان خدا آن كسى است كه مردم به خاطر بد زبانىاش كراهت داشته باشد با او مجالست نمايند . 17 - زيد بن علىّ بن الحسين ، به نقل از پدرانش ، از امام علىّ عليهم السلام ، از رسول خدا صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ فرمود : بهشت بر سه دسته حرام است : منّتگذارنده ، غيبت كننده و مىگسار باده نوش .
--> ثواب الأعمال : 270 ( عقاب سفك الدماء و إدمان الخمر ) ، عنه وسائل الشيعة : 12 / 308 ح 16376 ، و البحار : 96 / 144 ح 15 ، و 104 / 375 ح 31 .